آخرین مطالب سایت :

سامانه پیام کوتاه قبیله منتظر:

  • 30008800444313

بزرگانِ كوچولو!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و سرالمستودع فيها بعدد ما احاط به علمك


بزرگانِ كوچولو!!!


در اين مجال مي خواهيم به كودك درون
و آنهايي كه خود را اسير اين عنوان دهان پركن بي محتوا كرده اند، بپردازيم.
راستي چرا و چه كساني سعي دارند ما را در اندازه كودك درونمان محدود كنند؟
اين معضل از كي و كجا وارد فرهنگ فردي و اجتماعي و بعضا ديني ما شده
و همچون خوره درحال متلاشي كردن اعتقاداتمان است؟
تاكنون به اين مسئله انديشيده ايم؟

آيا فكر كرده ايم چرا تا وقتي در دوران كودكي به سر مي برديم،
آرزو داشتيم زودتر بزرگ مي شديم،
دستمان به كليد برق مي رسيد يا مثلا كفش و لباس بزرگترها را مي پوشيديم
و در خود حس بزرگي مي آفريديم، يادتان هست؟

الآن چگونه است؟
چه شده و چه اتفاقي افتاده كه حس بزرگي و بزرگواري دوران كودكي كه حالا به واقعيت پيوسته،
ما را در آرزوي دوران كودكي مان نگه داشته و به آن كودك درون تعبير مي شود؟
چه افتخاري است در كودكانه انديشيدن و كودكانه زيستن؟
آيا وقت آن نرسيده به جاي اينكه به رشد اين مبحث مهم روان شناسانه! بپردازيم
كمي هم بزرگ شويم و با ديد بزرگوارانه و خداپسندانه به پيرامون خود نگريسته
و با آن رفتاري سازنده داشته باشيم؟

شخصي براي ديدار امام رضا(عليه السلام) مي رفت
بخاطر اينكه دست خالي نباشد
اسباب بازي كودكانه اي نيز براي حضرت جواد الائمه(عليه السلام) تهيه نمود.
زمانيكه آنرا در مقابل حضرتش گذاشت با چهره برافروخته آقا مواجه شد كه خطاب به او فرمود:
«مَا لِهَذَا خَلَقَنِي الله‏» (بحارالانوار/ج50/ص58)
درست است سن من كم است اما خدا مرا براي بازي خلق نكرده است.
«مَا أَنَا وَ اللَّعِب‏» مرا چه كار به بازي؟!

نمونه همين رفتار در جريان گفتگوي بهلول با امام حسن عسگري عليه السلام در كوچه نيز
مبيٌن همين موضوع است كه آقايمان در سن كودكي در پاسخ بهلول كه پرسيد:
می خواهی وسیله بازی برای تو بیاورم، تا تو با کودکان دیگر به بازی بپردازی؟
پاسخ دادند:
خداوند ما را برای بازی کردن نیافریده است!

بهلول پرسید: پس ما برای چه هدفی آفریده شده ایم؟

فرمودند: برای عبادت پروردگار چنانچه خدا در قرآن می فرماید:
افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون "
یعنی آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما بازنمی گردید؟!

بهلول گفت: شما هنوز کوچک هستید و به سن بلوغ نرسیده اید.
حضرت با کلامی دلنشین پاسخ داد:

مادرم را دیدم که می خواست آتش روشن کند.
او هیزم های کوچک را در اجاق گذاشت و آتش زد،
سپس هیزم های بزرگ را روی آنها گذاشت تا آتش بگیرند!
و بهلول كه تا آن زمان آقا را نشناخته بود و از بسیاری دانایی کودک در حیرت بود،
پرسید:نام تو چیست؟
و پاسخ شنید:حسن عسگری (ع)

نمونه هاي رفتاري از اين دست
در زندگينامه حضرات ائمه طاهرين صلوات الله عليهم اجمعين در سن كودكي شان بسيار است،
شايد بپرسيد خيلي خوب ايشان خيرة الله بودند و برگزيده خداوند،
ما در كجاي اين مثالها قرار داريم؟
پاسخ همان سخنان دلنشين امامان معصوم(عليهم السلام) است.

توضيح اينكه
حضرات معصومين با آن مقام عظيم الشأن خود در سن كودكي
پاسخ ما به ظاهر بزرگ ها را داده اند
كه اي انسان! تا كودكي، كودكي كن و زماني كه سني از تو گذشت و بزرگ شدي،
بزرگ و بزرگوار باش، بزرگ بيانديش، بزرگ عمل كن
و مهم تر از همه بنده بر حق خدا باش ...


شهيد چمران را كه مي شناسيد،
اميدوارم با زندگينامه اين انسان وارسته نيز آشنا باشيد
كسي كه دنيا را خرج آخرت كرد و تا در توان داشت بزرگوارانه زيست و بزرگ بود.
چمران را مثال زدم ولي چمران ها و چمران گونه ها بسيارند.

كودكي و كودك بودن تا كي؟

فرق يك آقاي بالغ كه همچنان در فكر تعويض اسباب بازي هاي زندگي خود است
از خودرو و تلفن همراه و وسايل كوچك گرفته تا چيزهاي بزرگتر،
كسي كه در زمان كودكي ماشيني را بعنوان اسباب بازي مي خريدند و قاووم قاووم مي كرد
با حالا كه به ظاهر بزرگ شده و همچنان پشت فرمان قاووم قاووم مي كند،
و در فكر مدل بالاتري مي گردد، چيست؟!

يا حتي خانومي كه در كودكي خاله بازي مي كرد
و الآن با تعويض مبلمان و زيورآلات خود

همچنان بدنبال خاله بازي دوران كودكي است، چيست؟!


چرا همچنان در جا مي زنيم؟
چرا عزت نفسمان را بازيچه ديگران قرار داده ايم كه در رأس شان شيطان و نفس درون است؟
چرا عقلمان از محدوده چشم و دلمان فراتر نمي رود؟

نزديك تحول فصلي و سالي ديگريم،

دعاي تحويل سال را از محدوده زبان به درون خود انتقال دهيم.
قناعت را فراموش نكنيم و قانع باشيم به آنچه داريم.
شكرگزار نعمات و رحمات الهي باشيم.


من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش
چون به فکر سوختن افتاده ای مردانه باش

من نمی گویم که عاقل باش یا دیوانه باش
گر به جانان آشنایی از جهان بیگانه باش

"گر شبی در خانه ‌اى جانانه مهمانت کنند
گول نعمت را مخور مشغول صاحب‌ خانه باش"


تقواي الهي پيشه كنيم و خدا ترس باشيم.

در لحظه های قشنگمان از خدا، خودش را بخواهیم که او نهایت و جامع تمام آرزوهاست...
...يا غاية آمال العارفين...

به خود در آيينه بنگريم و باور كنيم بزرگ شده ايم.
بازي با مال و ملعبه رنگارنگ دنيايي را كنار بزنيم و به خدا بيانديشيم.
بدانيم فرصتي نداريم، فرصتها بسيار كم است
و هر آن بانگ برآرند كه:
...انالله و انااليه راجعون...

رشته ای بر گردنم افکنده دوست
می کشد هر جا، که خاطرخواه اوست
این نکته نوشته ایم بر دفتر عشق
سر دوست ندارد آن که دارد سر عشق
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی که درون خانه آیی

 

التماس دعا



سعادتمند و عاقبت بخيرباشيد، ان شاءالله.

 نویسنده ع_گ

یکم اسفند ماه 1392




  • تاريخ: 3 اسفند 1392
  • نويسنده: admin
  • دسته بندی: يادداشت سر دبير

  • برچسب ها: کودک درون کودکان درونی بزرگان کوچک یادداشت سر دبیر مدیران سایت قبیله منتظر

    مطالب مشابه:

    ارسال نظر

    عکس خوانده نمی شود
    • ??????? ????
    • ????? ?????
    • ???? ?????
    • ??????
    •  ?????????
    • ?????? ??? ??????
    • ???????
    • ????? ??? ???? ????
    • ????? ?????
    • ??? ??? ? ???? ?????
    • ???????
    • ???? ??? ??????? ? ?????? ?????
    • ???? ?????
    • ????? ????? ? ????
    • ????? ????? ? ?????
    • ????????
    • ????? ? ??????? ??
    • ??? ?????
    • ??? ?????
    • ??? ? ??????

     

     

    http://qm313.ir/upload/1353725842.gif http://qm313.ir/upload/1390813800.jpg

    قبيله منتظر

     

     

    http://qm313.ir/upload/1391111430.jpg http://qm313.ir/upload/1390769457.jpg